آری سهراب...!!!!
توراست می گویی!!!!
آسمان مال من است...
پنجره....
عشق....
زمین....
دوست...
هوا...
مال من است!!!!
اماسهراب توقضاوت کن....
بردل سنگ زمین ،جای من است؟؟؟
من نمی دانم چرااین مردم،دانه های دلشان پیدانیست؟؟؟؟
توکجایی سهراب؟؟؟
آب را گل کردند..!!!
چشمها رابستند....
وچه بادل کردند!!!
صبرکن "ای"سهراب....
گفته بودی قایقی خواهم ساخت...
خواهم انداخت به آب....
دورخواهم شدازاین خاک غریب.....
قایقت جادارد؟؟؟؟
من هم ازهمهمه ی اهل زمین دلگیرم!!!!
به سراغ من اگر می آیید...
تندوآهسته ،چه فرقی دارد؟؟؟
توبه هرجوردلت خواست بیا...
مثل سهراب ،دگر جنس تنهایی من چینی نیست!!!
که ترک بردار....
مثل آهن شده است...
چینی نازک تنهایی من...

والسلام...
18/09/1393 ساعت12:38نیمه شب
نظرات شما عزیزان: